سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

647

تاريخ ايران ( فارسى )

زندگانى كار طورى سخت ميشد كه يقينا آرتش من در عرض يكهفته پس از ورود آن‌ها مجبور به حركت ميشد . علاوه اين نكته بر من معلوم بود كه اگر اصفهان تحت تصرف دشمن درآيد قهرا قواى من در شيراز گرفتار شده و مورد حملهء عشاير و ايلاتى كه عدهء آنها زيادتر است واقع خواهند گرديد . بنابراين ديدم قبل از تأمين اصفهان و خلاصى آن از چنگ دشمن خطاست به طرف شيراز حركت كنم . اين را هم لازم ميدانم تذكر دهم كه در صورت بروز يك سانحه و حملهء ناگهانى جاى محفوظى هم نبوده است كه به آنجا عقب‌نشينى كنيم ، همچنين وسائل نقليه يعنى كاروانهاى آزموده‌اى هم نداشتيم و آن معلوم است باعث كندى و عقب افتادن عمليات يك نيرو ميگردد . اينها بود نظريات من و پس از تبادل‌نظر و مذاكرات زياد به من دستور رسيد كه فورا به سمت اصفهان حركت كنم . هنوز توقف داشتم كه خبر رسيد در اصفهان يك عده قاطر خريدارى شده و توسط سواران هندى قونسول خانه به يزد فرستاده شده و در عرض راه يعنى در عقدا واقع در شصت ميلى شمال غربى يزد يكصد و پنجاه نفر دزدان ايل لشنى آنها را گرفته‌اند . بنابراين فورا يك دسته سوارنظام بهمراهى عده‌اى پياده‌نظام سوار قاطر شده براى استرداد مال‌هاى غارتى و تعقيب دزدان روانه شدند . آنها لشنىها را منهزم و قاطرها را بما رسانيدند كه در آن وقت بىنهايت براى ما مفيد و كارآمد بوده‌اند و ما هم بلافاصله يك عده قاطرچيهاى قابلى كه محل اعتماد بودند فراهم كرديم . بالاخره ما حركت كرده و راهى را كه روانه شديم منزل اول آن تپه‌هائى است از شن و ريك و بقيهء آن تماما صاف و هموار مىباشد . هنگام حركت خبر رسيد كه روس‌ها عده‌اى از بختياريهاى دشمن را شكست داده ولى يكعدهء زيادى از آرتش دشمن كه از سپاهيان محلى و چريك بوده‌اند با توپخانهء آلمانها وارد دم بينه شده‌اند كه در هشتاد ميلى شمال غربى اصفهان واقع است . از ما خواستند كه در رسيدن باصفهان تعجيل نمائيم و بنابراين در حركت خيلى شتاب كرديم . ما از ناحيه‌اى گذشتيم كه اثر پاى دزدان در هرنقطهء آن ظاهر بود . بعلاوه راجع به ناامنى راهها يك سلسله اخبار موحشى بما ميرسيد . كاروان‌ها چنان كه عموما همين‌طور بوده است از آرتش ما استفاده نموده در مشايعت ما ميآمدند . در تمام راه اطلاعاتى كه از عشاير دزد و راه‌زن و رؤساى آن‌ها بدست آورديم بعدها براى ما خيلى مفيد